نكته های اخلاقی مهم
نتيجهء اخلاقي: هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه
نتيجهء اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي
نتيجهء اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي
نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد
نتيجهء اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد.
نظرتون درباره مقايسه های زير چيه
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
دوستان دانشجويان عزيز حتما نظر يادتون نره
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است
پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:
پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است
بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود
نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.
A Short Cute Story
Father: I want you to marry a girl of my choice
Son: "I will choose my own bride!"
Father: "But the girl is Bill Gates's daughter."
Son: "Well, in that case...ok"
Next, Father approaches Bill Gates.
Father: "I have a husband for your daughter."
Bill Gates: "But my daughter is too young to marry!"
Father: "But this young man is a vice-president of
the World Bank."
Bill Gates: "Ah, in that case...ok"
Finally Father goes to see the president of the World Bank.
Father: "I have a young man to be recommended as
a vice-president."
President: "But I already have more vice- presidents
than I need!"
Father: "But this young man is Bill Gates's son-in-law."
President: "Ah, in that case...ok"
This is how business is done!!
Moral: Even If you have nothing, You can get
Anything. But your attitude should be positive
|
خلاصه کتاب آخرین راز شاد زیستن اندرو متیوس |
ما برای یادگیری به دنیا آمده ایم و جهان معلم ماست
طوری رفتار کنید که گویی در ورای هر حادثه ای ، هدف و مقصودی نهفته است و در مقابل هر حادثه ای از خود بپرسید که چرا به این نیاز داشته ایم و چه درسی از آن می گیریم .
هر کسی که قدم به زندگی شما می گذارد ، یک معلم است . حتی اگر شما را عصبی کند باز هم درسی به شما آموخته است زیرا محدودیتهای شما را نشانتان داده است .
در جهان هستی ، تبعیض وجود ندارد
موفقیت و سعادت شما به مجموعه ای از اصول و قوانین طبیعی و چگونگی بهره گیری از آنها بستگی دارد :
قانون کاشت و برداشت : اول باید بکاری بعد درو کنی
قانون علت و معلول : اگر هیچ اتفاق خوبی در زندگی تان روی نمی دهد ، مقصر شما هستید .
هر چه شما بهتر می شوید بازی هم بزرگتر می شود .
هر مسئله ای به مسئله دیگر می انجامد : اگر پیشنهاد بزرگی وجود ندارد از پیشنهادهای کوچک شروع کنید .
اصل قورباغه ای : حوادث دفعتا اتفاق نمی افتد بلکه ذره ذره مثل چاق شدن یا برشکستگی
انضباط : خود را مکلف به انجام کارهای کوچک مثل سه جلسه ورزش در هفته کنید .
هیچ تلاشی بی نتیجه نمی ماند .
امواج : زندگی به شکل موج اتفاق می افتد
انعطاف پذیر باشید : همه چیز دنیا در حال تغییر است .
زندگی شما بازتاب کامل اعتقادات شماست
هنگامی که عمیق ترین باورهای خود را درباره زندگی تغییر می دهید ، زندگی شما هم به همان ترتیب دستخوش تغییر می گردد.
درست از همان لحظه ای که بیش از حد وابسته می شوید همه چیز را به نابودی می کشید
دلیل اصلی ثروتمند تر شدن ثروتمندان ريال عدم وابستگی آنها به پول است
!اگر چیزی را می خواهی ، آن را ببخش
به هرچه بیندیشید وسعتش می دهید
از مغز هر انسان ، روزانه در حدود پنجاه هزار اندیشه گذر می کند . پس مثبت بیاندیشید .
وقتی که نسبت به مسئله ای بی خیال می شوید و رهایش می کنید ، آن مسئله هم شما را رها می کند .
پیرو قلب خود باشید
ماموریت شما در زندگی بی مشکل زیستن نیست با انگیزه زیستن است . به دو دلیل باید در هر کاری ، حداکثر تلاش خود را به کار ببندیم : اول به خاطر شادی خودمان ، دوم به خاطر اینکه جهان هستی تنبلی وتکبر را به طریقی تنبیه می کند .
کاری را که دوست دارید انجام دهید .
کسی که باید مجوز را صادر کند ، خود شما هستید
انسان پس از آغاز کردن هر کار ، انگیزه لازم را بدست می آورد .
اگر با زندگی بجنگید ، همیشه بازنده می شوید
اگر به دنبال آرامش ذهن هستید به پیشامدهای زندگی برچسب خوب یا بد نزنید .
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید
پذیرفتن کامل یعنی عشق بدون قید و شرط .
ماموریت تو در زندگی ، تغییر دادن جهان نیست . تو مامور تغییر خویشتنی
|
خلاصه کتاب قورباغه را قورت بده برايان تريسي ترجمه : اشرف رحماني - کورش طارمي |
اگر اولین کاری که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه زنده ای را قورت بدهی در بقیه روز خیالت راحت خواهد بود که سخت ترین و بدترین اتفاقی را که ممکن است در تمام روز برایت پیش بیاید پشت سرگذاشته ای .
اگر باید قورباغه زنده ای را بخوری هیچ فایده ای ندارد که مدت زیادی بنشینی و به آن نگاه کنی .
بسیاری از مردم مشغله را با موفقیت اشتباه می گیرند .
عادت تعیین اولویت ها ، غلبه بر تنبلی و مداومت در انجام مهمترین وظایف یک مهارت ذهنی و جسمی است .
هر وقت از عهده کاری ولو کوچک بر می آیید ، موجی از شعف را در خود احساس می کنید که اگر به آن اعتیاد مثبت پیدا کنید موفق خواهید بود .
تمرین کلید تسلط بر هر مهارتی است . تمرکز بر کار سه خصیصه لازم دارد : تصمیم گیری ، انضباط ، اراده . باید مدام به فواید و مزایای اهل عمل بودن ، سریع کار کردن و تمرکز داشتن فکر کنید . شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید .
1- روشن بودن هدف
فقط سه درصد مردم هدفهای مشخص دارند و آنها را روی کاغذ می آورند . اما این افراد نسبت به افراد مشابه پنج تا ده برابر بیشتر کارایی دارند . پس :
1- مشخص کنید که دقیقا چه می خواهید . مثلا ببینید انتظارات رئیستان از شما چیست .
2- هدف خود را روی کاغذ بیاورید .
3- برای هذف خود مهلت تعیین کنید .
4- تهیه فهرستی از تمام کارهایی که فکر می کنید برای رسیدن به هدفتان انجام دهید .
5- تبدیل فهرست به برنامه دارای اولویت
6- فورا کار را بر اساس برنامه شروع کنید .
7- هر روز قدمی به سوی هدف اصلی بردارید .
2- برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید
جهت برنامه ریزی لیست اصلی جهت وارد کردن هر کاری که به نظراتان می رسد ، لیست ماهانه ، هفتگی و روزانه تهیه کرده و هر کاری که انجام می دهید تیک بزنید .
3- قانون 20/80 را در همه امور به کار بگیرید
در مقابل این وسوسه که اول کارهای کوچک را سرو سامان دهید مقاومت کنید چون 80 درصد نتایج در اثر 20 درصد فعالیتهای شماست . پس وقت بیشتری را صرف فعالیتهای معدودی کنید که می توانند در زندگی شما تحول واقعی ایجاد کنند .
4- پیامد کارها را در نظر داشته باشید
در کارتان داشتن تصویری روشن از آنچه در دراز مدت برای شما اهمیت دارد تصمیم گیری های کوتاه مدت شما را در مورد اینکه چه کارهایی در اولویت قرار دارند بسیار آسان تر می کند . افراد موفق کسانی هستند که آماده اند تا لذت های کوتاه مدت را به تعویق بیاندازند و با کار و تلاش نتایج بسیار ارزشمندی را در آینده به دست آورند .
5- روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید
کارهایی که حتما باید انجام شود وگرنه با عواقب جدی روبرو می شوید با الف
کارهایی که باید انجام داد ولی عواقب آن زیاد شدید نیست با ب
کارهایی که انجام دادنشان خوب است ولی انجام ندادنش عواقبی ندارد با پ
کارهایی که می توان به دیگری محول کرد با ت
کارهایی که می توان به کلی حذف کرد با ث
علامت گذاری کنید و تا زمانی که کاری از اولویت بالاتر وجود دارد به اولویت بعد نپردازید
6- روی اهداف اصلی تمرکز کنید
7- به قانون تشخیص ضرورت عمل کنید
هیچ وقت برا انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد اما همیشه برای انجام مهم ترین کارها وقت کافی هست .
8- پیش از شروع مقدمات کار را فراهم کنید
آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف می شود .
9- همیشه یک شاگرد باقی بمانید
هر چه در ارتباط با کارهای ضروری و مهم تان دانش و مهارت بیشتری به دست آورید ، می توانید سریع تر آنها را شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید .
10- استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید
دقیقا مشخص کنید از عهده چه کاری به خوبی بر می آیید و تمام توان خود را در انجام آن به کار بگیرید .
11- محدودیت های اصلی خود را مشخص کنید
عوامل محدود کننده خود را بشناسید و بر روی از بین بردن این محدودیتها تمرکز کنید .
12- هر بار یک بشکه جلو بروید
کارها را مرحله به مرحله انجام دهید .
13- خودتان را تحت فشار بگذارید
طوری کار کنید که گویی آخرین فرصت است .
14- قدرت های فردی خود را به حداکثر برسانید
استراحت کافی داشته باشید و در اوقاتی کار کنید که بیشترین بازده را دارید .
15- خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
همواره فردی خوشبین و سازنده باشید و خود مشوق خود باشید .
16- روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
به عمد در انجام کارهای کم ارزش تنبلی کنید تا وقت برای کارهای مهم پیدا کنید .
17- اول سخت ترین کار را انجام دهید
روزتان را با سخت ترین کار آغاز کنید .
18- کار را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید
کارهای پیچیده را به قسمتهای کوچکتر تقسیم و هر بار قسمتی از آن را انجام دهید .
19- وقت بیشتری ایجاد کنید
برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که وقت کافی برای تمرکز روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید .
20- سرعت انجام کار را افزایش دهید
عادت کنید کارهای اصلی را سریع تر انجام دهید .
21- هر بار یک کار مهم انجام دهید
تا اتمام صد در صد کار پیش بروید .
|
خلاصه کتاب هفت عادت مردمان موثر استفان کاوي ترجمه : محمد رضا آل ياسين |
عادت 1 : عامل باشید
آنچه شما امروز هستید به دلیل انتخابهای دیروز شما بوده است . پس می توانید امروز دیگر گونه انتخاب کنید . مشکلاتی که با آنها روبرو می شویم در یکی از طبقه بندیهای زیر قرار دارد :
1- کنترل مستقیم ( مشکلاتی که به رفتار خودمان مربوط می شود )
2- کنترل غیر مستقیم ( مشکلاتی که به دیگران مربوط می شود)
3- عدم کنترل ( مشکلاتی که نمی توانیم کاری درباره شان بکنیم مانند واقعیتهای مربوط به گذشته یا وضعیت خود )
مشکلات مربوط به کنترل مستقیم را می توان از طریق تغییر دادن عادتهای خود حل کرد که به عادتهای 1 و 2 و 3 مربوط می شود
مشکلات مربوط به کنترل غیر مستقیم را می توان از طریق تغییر دادن شیوه ها نفوذ خود حل کرد که به پیروزیهای عمومی یا عادات 4 و 5 و 6 مربوط می شود .
مشکلات مربوط به عدم کنترل را می توان با زیستن مسالمت آمیز با آنها حل کرد .
پس حلقه نفوذ خود را گسترش دهید .
تعهداتی کوچک را ایجاد و آنها را حفظ کنید . الگو باشید نه منتقد . بخشی از راه حل باشید نه بخشی از مشکل . در مورد هر کاری حلقه نفوذتان را برای حل مشکل مشخص کنید و آن گام بردارید .
عادت 2 : ذهنا از پایان آغاز کنید
یعنی به روشنی مقصدتان را بشناسید . مثلا اگر فردا تشییع جنازه شما باشد و شما ناظر بر آن دوست دارید افرادی که شما را می شناسند درباره شما چه بگویند و از شما چگونه یاد کنند ؟ ( در مقام همسر ، در مقام دوست ، در مقام همکار ، در مقام رئیس ، در مقام ... )
مدیریت یعنی درست انجام دادن امور . رهبری یعنی انجام دادن امور درست .
شما باید کانون توجهتان اصول باشد نه کار نه تملک نه تفریح نه دوست نه دشمن نه مسجد نه خود نه همسر نه خانواده نه پول . اصول را فدای موارد دیگر نکنید چرا که در نهایت احساس خوشبختی نخواهید کرد .
پس شعار رسالت شخصی خود را بنویسید .
عادت 3 : نخست امور نخست را قرار دهید
چه کاری برای موفقیتان بسیار مهم است ولی به آن نمی پردازید ؟
هشتاد درصد نتایج حاصل بیست درصد از کار و فعالیت است .
چهار نوع فعالیت وجود دارد :
1- کارهای ضروری و اضطراری ( مثل بهرانها )
2- کارهای ضروری و غیر اضطراری ( شناخت فرصتها – برنامه ریزی )
3- کارهای غیر ضروری و اضطراری ( جلسات بی مورد – تلفنها )
4- کارهای غیر ضروری و غیر اضطراری ( اتلاف وقت – تلویزیون – کارهای پیش پا افتاده )
افراد موفق کسانی هستند که به امور دوم می پردازند . آنها هرگز مسایل را مورد توجه قرار نمی دهند بلکه ذهن را به فرصتها و راه حلها معطوف می دارند .
نه گفتن به فعالیتهای دیگر مایه ای ندارد . بعضی کارها را به دیگران واگذار کنید .
پس اوقات خود را به صورت هفتگی برنامه ریزی کنید
عادت 4 : برنده / برنده بیاندیشید
شش برداشت در مناسبات انسانی وجود دارد
1- برنده / برنده
2- برنده / بازنده
3- بازنده / برنده
4- بازنده / بازنده
5- برنده
6- برنده / برنده یا صرف نظر
برنده / برنده در تمام جنبه های ارتباطی در صدد جذب منافع دو جانبه است .
این سوال که چه کسی در زندگی مشترک شما برنده است ؟ پرسش مسخره ای بیش نیست . اگر هر دو نفر برنده نباشید ، هر دو بازنده اید .
هرگز نباید در شرکتی که همه برای دستیابی به موفقیت نیاز به همکاری دارند بین همکاران رقابت برنده / بازنده برقرار شود .
عادت 5 : نخست بخواهید بفهمید ، آنگاه جویای تفاهم باشید
اغلب مردم با نیت پاسخ دادن ، به سخنان دیگران گوش می کنند و نه اینکه قصد درک آن را داشته باشند . همچنین عقاید ، احساسات و داوریهای خود را دخیل کرده و برای پاسخ به یکی از چهار روش زیر توسل می جوییم :
1- ارزیابی : موافق انجام کاری یا مخالف
2- بازجویی : سوال پیچ کردن مخاطب
3- تحمیل پند و اندرز : نصایح حکیمانه خود را بر دیگران تحمیل می کنیم
4- تعبیر و تفسیر : رفتار و انگیزه های دیگران را بر حسب رفتار و انگیزه های خود می سنجیم
در بسیاری از مواقع برای تغییر وضعیت فرد نیازی به پند و اندرز و توصیه نیست . غالب مردم پس از اینکه مجالی برای ابراز احساسات بیابند مسائل خود را می شکافند و در نتیجه راه حلها خود آشکار می شوند .
عادت 6 : نیروی جمعی ایجاد کنید
برآیند نیروی جمعی از جمع تک تک نیروها بیشتر است .
بها دادن به تفاوتها ( تفاوتهای ذهنی ، احساسی و روانی ) جوهره کار تیمی است .
عادت 7 : اره را تیز کنید
گاه که به عواقب عظیم ناشی از چیزهای کوچک می اندیشیم ، به این نتیجه می رسیم که اصولا هیچ چیز حقیری وجود ندارد .
گاه دست از کار بکشید و در گفتار و رفتارمان درنگ و تامل کنیم . بازسازی باید در چهار بعد صورت گیرد :
1- جسمانی ( ورزش ، تغذیه ، کنترل فشارها )
2- ذهنی ( مطالعه ، تجسم ، برنامه ریزی ، نوشتن )
3- معنوی ( تعیین ارزشها ، تعهد ، مطالعه و نیایش )
4- عاطفی اجتماعی ( خدمت ، همدلی ، روحیه تیمی ، امنیت باطنی )
نباید از اکتشاف باز ایستیم و غایت همه اکتشافهایمان رسیدن به همانجایی خواهد بود که از آن آغاز کرده ایم ، تا برای نخستین بار همان جا را بشناسیم .
همشهری: مغز انسان داراي حدود 100 ميليون رگ و چند ميليارد سلول هاي عصبي است كه باعث مي شوند انسان با تحريك هاي مختلف و تغييرات، به سرعت سازگار شود. به عنوان مثال اين سلول ها براي شناسايي نور خورشيد، صداهاي بلند و كوتاه، بوييدن غذاهاي مختلف و هر چيزي كه حس مي كنيم، به ما ياري مي دهند.
براي آشنايي بيشتر با اين سلول ها به تازگي محققان در لوزان سوئيس پروژه اي را به نام مغز آبي شروع كرده اند كه در آن از سرورهاي نسل آبي شركت آي بي ام، كه يك ابركامپيوتر است استفاده كرده اند. اين ابركامپيوتر داراي قدرت پردازش
8/ 22 تريليون عمليات در ثانيه مي شود (TFLOPS). مغز آبي بيش از 10 هزار رگ سلول عصبي را شبيه سازي كرده كه بسيار شبيه به مغز انسان مي باشد. اين رگ ها در امتداد سلول هاي خاكستري مغزي بوده و پردازش هاي پيشرفته مغز را انجام مي دهند. آن ها داراي 5/0 ميلي متر قطر و 2 الي 5 ميلي متر ارتفاع هستند و همانند شانه هاي عسل كنار هم مرتب شده اند. اولين هدف پروژه مغز آبي ساخت يك نرم افزار دقيق با يك الگوي همانند از روي اين رگ ها در طول 2 يا 3 سال آينده است. هنري ماركرام، يكي از مقامات مسوول اين پروژه، اعلام كرد كه اولين الگوي ساخته شده اين رگ ها را با توجه به مغزهاي نوع هاي مختلف بشر از نسل هاي مختلف خواهيم ساخت و سپس با الگوبرداري از آن ها و تركيب نتايج، يك ساختار نهايي خواهيم ساخت كه تقريبا همه را شامل شود. اين مدل نشان خواهد داد كه چه مقدار از حافظه باقي مانده و چه مقدار از بين رفته است. همچنين اين مدل مي تواند نقاط آسيب پذير و آسيب ديده مغز را مشخص نموده و منشأ كسالت ها و اختلالات انسان را مشخص نمايد. همچنين با استفاده از اين مدل مي توان علت بسياري از رفتارهاي عجيب و غريب و بيماري هاي رواني را مشخص كرد. ماركرام همچنين عنوان كرد كه با اين مدل سازي امكان شناسايي و احتمالا پيشگيري از امراضي نظير افسردگي، توهم و هذيان گويي به وجود خواهد آمد.داشتن يك مدل كامپيوتري دقيق از مغز اين امكان را به افراد متخصص خواهد داد كه به جاي انجام آزمايشات بسيار سخت در آزمايشگاه ها، با استفاده از كامپيوتر تحقيقات خود را انجام دهند. با استفاده از اين مدل، شبيه سازي هاي مورد نياز در كمتر از چند ثانيه انجام خواهد شد، در حالي كه معادل اين كار در آزمايشگاه بيش از يك روز زمان لازم خواهد داشت.

همچنين مقايسه فعاليت هاي مغز مدل با مغز يك انسان مريض به صورت كامپيوتري اين امكان را به متخصصان خواهد داد كه منشا مريضي را پيدا نمايند.
يكي ديگر از امتيازات اين شبيه سازي، امكان دسترسي به اطلاعات تك تك رگ ها و سلول هاي عصبي مغز با استفاده از اين ابركامپيوتر آي بي ام است.
تيم دكتر ماركرام، عمليات خود را از اندازه گيري 12 رگ عصبي مغز يك موش آغاز مي نمايند و مشخص مي نمايند كه ساختمان فيزيكي و مشخصات الكترونيكي هر عصب به چه شكل است و اثر آن ها بر عصب كنار آن به چه شكل است.
البته آن ها مي دانند كه تحقيق بر روي شبكه رگ ها و ساختار آن ها با ساختار كل مغز بسيار متفاوت است.نسل آبي، ابركامپيوتر آي بي ام در ماه جولاي راه اندازي شد و در ماه آگوست امسال اولين مدل شبيه سازي كه شامل 25هزار عصب ساده بود در مدت 60 ثانيه بر روي آن شبيه سازي گرديد.در آينده نزديك نيز قرار است اين شبيه سازي از 10 هزار عصب پيچيده صورت گيرد كه مسلما زمان بيشتري لازم خواهد داشت.ابركامپيوتر نسل آبي داراي پردازنده 8096 است كه حداكثر امكان شبيه سازي 100 ميليون عصب ساده را خواهد داشت. اين مقدار عصب ساده تنها نيمي از مغز يك موش مي باشد. بنابراين براي شبيه سازي مغز انسان احتياج به كامپيوترهاي قوي تري مي باشد كه با توجه به رشد سريع تكنولوژي پردازنده ها و حافظه ها انتظار مي رود كه تا 10 سال آينده ابركامپيوتري توليد شود كه امكان شبيه سازي كل مغز انسان را داشته باشد.به طور متوسط مغز 1300گرمي انسان داراي 100ميليارد عصب است و مغز 90 گرمي يك اختاپوس 300 ميليون عصب دارد.
خردمندان حال را بر دریغهای گذشته و احکام آینده ترجیح میدهند. علی (ع)
